سيد محمد خالد غفارى
103
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
پ پيشى « . . . و بدان كه هر عرضى كه نبود پس ببود ، نابود او پيش از بود اوست ، و اين پيشى نه عبارت است از مجرّد نابود اين حادث ، كه نابود ، بعد ، نيز باشد و عبارت نيست از چيزى كه با حادث به هم تواند بود ، پس عرضى ناثابت است و آن حركت باشد و پيشى دور تر از پيشى باشد ، پس كميّتى دارد ، پس اين پيشنهاد از زمان است . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ پرتونامه ، صص 13 - 14 ) يكى از مسائل نسبتا مهمّ فلسفى مسألهء پيشى ( تقدّم ) است ، كه مفصلا مورد بحث قرار گرفته و انواع مختلف آن مشخّص و با هم مقايسه شدهاند ، و غرض اصلى از بحث در اين مورد ، توجيه قدمت زمانى عالم است تا بدين وسيله اشكال همسانى خالق و مخلوق در نظريّهء قائلين به قدمت عالم مرتفع شود . در هر حال به نظر شيخ - رحمه اللّه - « پيشى » چيزى نيست جز حركتى كه در جريان مداوم و بىوقفهء حركات عالم ، قبل از حركتى ديگر واقع مىشود و ناشى از زمان است ، زيرا زمان عبارت است از مجموعهاى از حركات كه ما آنها را در ذهن خود كنار هم قرار دهيم . پس پيشى ( تقدم ) ، نه مجرّد عدم حادث است و نه چيزى است كه بتواند با حادث جمع شود ، زيرا عدم حادث ، بعد از وجود آن هم نيز روى مىدهد ، پس پيشى نمىتواند مجرّد عدم باشد ، و نيز پيشى حادث چيزى نيست كه بتواند همزمان با حادث موجود باشد ، زيرا پيشى خود حركتى است و حادث هم حركتى ، و حركات پى در پى همديگرند تا با همديگر . بنا بر اين « پيشى » همان حركت قبل از حركت ديگر در جريان بىوقفهء زمان است .